X
تبلیغات
رایتل
در این دفتر ز خلقت گفتگوهاست
سه‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1387
فرهنگ نامه لاتی شکلاتی

سلام...

صحبت از نسل ایرانی شد...

یک زبون گفتاری بین خیلی از ایرونیها و حتی میشه گفت بین خودمون و اطرافیانمون خیلی استفاده میشه که هیچ واژه‌ای در عربی یا انگلیسی براشون یافت نمیشه مثلاً من خودم تیکه کلامم اینه که به کسانی که یه قولی میدم یا هواشون رو دارم میگم: هستمت!! که خب این کلمه به انگلیسی یا عربی یا هر زبون زنده دیگر هیچ واژه‌ای برای ترجمه نداره و یک اصطلاح خودمونی هست!
ولی یک زبونی هم هست که به اون میگن اصطلاحات الواتی، جواتی، لاتی، شکلاتی!! که خب درسته بین بسیاری از جماعت اوباش استفاده میشه اما بعضیهاشون هم حتی بین جوونهای الان کاربرد زیادی داره!! و 100% خیلی خنده‌دار و جالب هست مخصوصاً وقتی معانی اونها رو بفهمیم میگید نه‌؟!
- ادامه رو بخونید -

فرهنگ نامه لاتی شکلاتی

تپل : یعنی خوب یعنی همان چیزی که فقط فکرش را می کردی یعنی دوست داشتنی !

فطیر : یعنی خیلی یعنی خیلی زیاد یعنی اونقدر که نشه فکرش را کرد .

گرخید : گرخیدن یعنی ترسیدن یعنی کپ کردن یعنی کم آوردن یعنی قافیه رو باختن !

آجر : یعنی سیب زمینی یعنی 1000 کیلومتر اون طرف تر از بی احساسی ...

شوخی افغانی: یعنی هر مدل شوخی که حال طرف روا تا حد سکته پیش ببرد

زاق : یعنی ضایع یعنی زاقارت یعنی یه کامیون کار اشتباه !

سگ برگر : احتمالا غذایی است که خورده شده و باعث شده دهان طرف بوی یک کامیون پیاز بدهد و همراه با بو های دیگر !!

شاسی: اشاره به قد دارد

ترکوندن : یعنی حال پخش کردن اساسی یعنی فراهم کردن یعنی رسوندن یعنی خوب و اساسی رفتار کردن یعنی بدون نقص بودن

پیاز : یعنی خنگ یعنی مشنگ یعنی تو که عین بز نگاهم میکنی وقتی میگویم دوستت دارم!!

شیمبل: معمولا به جاسازی کردن یا مخفی کردن میگن

چنیم: وقتی میحواهی از چیزی تعریف کنی از این اصطلاح استفاده میکنی

بشقل : تغییر داده شده بقل (قل دادن) به معنی بده بیاد

گون (Gavan) : به آدمی میگن که هر چی بهش میگی نمیفهمه و در کل آی کیوش پایینه

گولاخ : گولاخ به ترکی یعنی گوش و در کل به آدم درب و داغون و نخراشیده میگن

تهران51: آدم دولتی کارمند

ملی شد: همه فهمیدن

(البته اصطلاح دیگری هم داره که ..... سانسور ! )

میرزا مقوا: کنایه از آدم لاغر و لق لقو

اوپدیس کردن: صدای ضبط را تا آخر بلند کردن

چریدن: به معنی داشته باش

چوخلصیم: یعنی خیلی مخلصیم

بی سیمچی رو زدن: وقتی با موبایل یوهویی قطع میشه گفته میشه

نبشی دادن: سوتی دادن گاف دادن

دوومنگل: ماتیز

ژولیت: مامور کلانتری

خسته: یه صفت به معنی حرفه ای و کار کشته

اونجا هیچی آنتن نمیده: در توصیف جاهای خیلی پرت گفته میشود

چلاسیدن: ترکیب ماسیدن و چسبیدن و پلاسیدن کنایه از آدمی که دپ شده

سی جی: به معنی آدم خز موتور باز

بدن کار: یعنی بدن ساز یعنی ارنولد یعنی زیبایی کار

اوشکول: غربتی گیج معادل پیه

برو جلو بوق بزن: زیاد حرف نزن

چلغوز: عقب مانده گیج

چمنتیم: مخفف چاکرتیم نوکرتیم مخلصتیم

خیالی نیست: مهم نیست مساله ای نیست

جیک ثانیه: زود سریع

دودره: کلک زدن حقه بازی کلاه گذاشتن سر کار گذاشتن کسی

دیفار: دیوار

سیریش: سمج

سوتی دادن: ضایع کردن خراب کردن انجام دادن کاری بر خلاف قاعده معقول

سیابازی: حقه بازی شارلاتان بازی

شاسکول: مسخره خل

شاسی بلند: قدبلند

قات زدن:قاتی کردن جوش آوردن آشفته و عصبانی شدن

قزمیت: آدم عقب افتاده

آخرشه تهشه اندشه: پایان نهایت در کار مورد نظر خبره و تمام بودن

آلبالو: تقریبا معنای خاصی ندارد و برای ضایع کردن طرف مقابل به کار برده میشود

آنتی حال زدن:ضد حال زدن حال طرف را در شرایط خاص گرفتن

آواکس: خبرچین

آینه بغل اتوبوس: به گوش های پهن و ایستاده و بزرگ گفته میشود

آیکیو:باهوش زرنگ یا برای مسخره کردن هوش طرف به کار میرود

اتو کشیده: آدم شق و رق

اجمالتیم:کوچک شده شما هستیم

اخرابتیم:خرابتیم

ارجینال: اصیل منحصر به فرد

شلخک: همین جوری اله بختکی

خز: آخر جوات بی کلاس پایین شهری

خز و خیل(خز و پیل): خز و دوستان اجتماعی چند خز

زاخار:مزاحم چیز ضعیف و بی کلاس

تریپ مرگ:بسیار بد حال و ایضا بسیار باحال

جوات: بی کلاس

جیرجیرک: پر حرف

چراغ خامش:مخفیانه

حسش نیست: حوصله اش را ندارم

خالی بند: دروغ گو